شرکت امتداد » تعاریف و اصلاحات IPC

تعاریف و اصلاحات IPC


 

تعاریف و اصلاحات IPC

در مقالات قبلی تاریخچه قراردادهای نفتی از اولین اکتشاف نفت در ایران تا کنون مورد بررسی قرار گرفته شد. ضمناَ ساختار کلی قرار دادهای نفتی، قراردادهای بیع متقابل و کاستی های آن و همچنین ضرورت های قراردادهای IPC مورد بحث قرار گرفتند. در این پست قصد داریم با اصطلاحات تخصصی IPC و تعاریف آنها آشنا شویم تا در پست های بعدی بتوانیم در مورد کلیات و مباحث تخصصی تر IPC بحث کنیم.

اصطلاحات فنی و تخصصی که تعریفی برای آنها ارائه نشده،‌ تابع تعاریف مندرج در قانون نفت مصوب ۱۳۶۶/۷/۹ و قانون اصلاح قانون نفت- مصوب ۱۳۹۰/۳/۲۲ مجلس شورای اسلامی می ‌باشد. در دیگر موارد،‌ تعاریف تابع قوانین و مقررات مربوط در ایران و سپس رویه و عرف تخصصی در صنعت جهانی نفت خواهد بود.

ـ شرایط عمومی: اصول و شرایط عمومی و ساختار حاکم بر قراردادهای بالادستی می ‌باشد.

ـ نفت: هیدروکربورهایی که به صورت نفت خام،‌ میعانات گازِی، گاز طبیعی، قیر طبیعی،‌ پلمه سنگ ‌های نفتی و ماسه ‌های آغشته به نفت به حالت طبیعی یافت شده و یا طی عملیات بالادستی به دست می‌آید.

ـ میدان نفتی/ گازی: هر یک از منابع و یا مخازن زیرزمینی یا رو زمینی در تقسیمات داخل سرزمین، آب ‌های داخلی، ساحلی، فلات قاره و بین‌المللی مجاور مرزهای کشور و آب ‌های آزاد بین المللی که احتمال وجود نفت در آن است و مشخصات فنی و مختصات جغرافیای آن توسط وزارت نفت مشخص می‌گردد.

 ـ میدان/ مخزن تجاری: میدان/ مخزنی است که با رعایت تولید صیانتی و با لحاظ نمودن قیمت‌های نفت و دیگر محصولات جانبی آن میدان/ مخزن بتواند کلیه هزینه ‌های مستقیم،‌ غیرمستقیم و تأمین مالی پیش‌بینی شده جهت اکتشاف،‌ توسعه، بهره‌برداری، همچنین دستمزد و سود طرف دوم و دیگر هزینه‌های جانبی مربوطه در طول دوره قرارداد را پوشش داده و نرخ‌های بازگشت سرمایه مورد انتظار و منطقی برای هر یک از طرف‌های قرارداد را تأمین نماید. اثبات تجاری بودن میدان/ مخزن بر عهده پیمانکار است.  مبانی و شاخص های متداول و خودکار جهت تعیین تجاری بودن میدان/ مخزن توسط وزارت نفت تعیین شده و در اسناد مناقصه حسب مورد به اطلاع متقاضیان رسیده و در قرارداد مربوطه نیز منظور می‌گردد.

 ـ میدان کشف شده(Green Field): میدان نفتی یا گازی کشف شده توسط شرکت ملی نفت ایران یا توسط شرکت ‌های دیگر برای شرکت‌ های ملی نفت ایران کشف شده است و آماده ورود به مرحله توسعه می ‌باشد.

 ـ میدان در حال تولید(Brown Field): میدانی که قبلا به بهره‌ برداری و تولید رسیده است.

ـ مخزن: هر کدام از تاقدیس‌ها و یا ساختمان‌ های چینه‌ای و یا هرگونه تله ساختاری حاوی هیدروکربور و یا ترکیبی از آنها که دارای خواص سنگ،‌ سیال و فشار مستقل باشد،‌ مخزن نامیده می‌شود.

مخزن در حال تولید: چنانچه یک مخزن تاریخچه تولید تجاری هیدورکربور داشته باشد، مخزن در حال تولید(Brown Reservoir) نامیده می‌شود.

ـ مخزن کشف شده و توسعه نیافته: چنانچه از یک مخزن کشف شده تاکنون تولید تجاری هیدروکربور صورت نگرفته باشد، آن مخزن،‌ توسعه نیافته(Green Reservoir) نامیده می‌شود.

ـ طرف دوم قرارداد: شرکت ملی نفت ایران یا شرکت‌های تابعه آن به نمایندگی از آن شرکت می ‌باشد. در این مصوبه از طرف اول قرارداد به عنوان کارفرما نیز یاد می ‌شود.

ـ  طرف دوم قرارداد: شرکت یا مشارکتی از شرکت‌های صاحب صلاحیت نفتی که جهت سرمایه‌گذاری و انجام هر یک از عملیات اکتشاف، توصیف، توسعه، تولید و بهره‌برداری و اجرای طرح‌های بهبود و یا افزایش ضریب بازیافت یا همه آن‌ها به صورت پیوسته، طی فرآیند قانونی انتخاب و قرارداد مربوطه را امضا می‌کند. در این مصوبه از طرف دوم قرارداد به عنوان پیمانکار نیز یاد می‌شود.

ـ  بلوک یا محدوده اکتشافی: منطقه جغرافیایی تعریف شده توسط شرکت ملی نفت ایران که به تأیید وزارت نفت رسیده و جهت انجام عملیات اکتشافی نفت انتخاب شده و منطقه قرارداد با طرف دوم قرارداد جهت کشف میدان/ مخزن تجاری می‌باشد.

ـ حداقل تعهدات اکتشافی (Minimum Exploration Obligation): عبارت است از حداقل عملیات اکتشافی شامل انواع عملیات لازم مانند مطالعات زمین‌شناسی، ثقل‌سنجی،‌ لرزه‌نگاری،‌ حفاری، ارزیابی مخازن با هدف کشف‌ میدان/ مخزن تجاری و انجام حداقل سرمایه‌گذاری لازم جهت عملیات فوق در مدت مقرر در قرارداد که توسط طرف دوم قرارداد تعهد گردیده است.

ـ برنامه توسعه (DP) Development Plan): برنامه توسعه میدان/ مخزن که در شروع مرحله توسعه اعم از میدان‌ها/ مخزن‌های کشف شده (Green Field)، انجام عملیات بهبود و افزایش ضریب بازیافت میدان‌ها/ مخزن‌های در حال تولید (Brown Field) مورد تأیید طرفین قرارداد واقع شده و متناسب با یافته‌های جدید در هنگام توسعه و رفتار واقعی میدان/ مخزن در مراحل تولید قابل بازنگری می‌باشد.

ـ  تولید اولیه (First Production): میزان تولید تعریف شده در برنامه توسعه میدان/ مخزن(DP) که در مرحله اول عملیات توسعه یا عملیات بهبود و یا افزایش ضریب بازیافت و بر اساس برنامه مربوطه حاصل می‌گردد.

ـ  هزینه ‌های مستقیم سرمایه‌ای (Direct Capital Cost (DCC)): کلیه هزینه‌های سرمایه‌ای لازم جهت توسعه، بهبود و یا افزایش ضریب بازیافت مخزن،‌از جمله کلیه هزینه‌های مهندسی، حفاری، احداث تمام تأسیسات روزمینی و زیرزمینی لازم برای قابل بهره‌برداری کردن میدان/ مخزن نظیر تأسیسات فرآوری، انتقال،‌تزریق، تأسیسات فرآیندی و جنبی و راه‌اندازی کلیه واحدها، هزینه انجام شده در مرحله اکتشاف در صورت تجاری بودن میدان و نیز انجام مرمت، بازسازی‌ها و نوسازی‌های لازم در میدان‌ها/ مخزن‌های در حال تولید.

ـ  هزینه‌های غیرمستقیم (IDC)(Indirect Cost): کلیه هزینه‌ های پرداختنی به دولت،‌ وزارتخانه‌ها و مؤسسات عمومی از جمله شهرداری‌ ها شامل و نه محدود به انواع مالیات‌ها،‌ انواع عوارض، گمرک و بیمه تأمین اجتماعی.

ـ  هزینه تأمین مالی (COM Cost of Money): هزینه ‌های تأمین مالی طرف دوم،‌ به میزان و شرایطی که در قرارداد تعیین می‌شود.

ـ  هزینه‌های بهره‌ برداری (Opex)Operating Costs)): کلیه مبالغی است که طبق قرارداد، توسط طرف دوم قرارداد برای انجام عملیات بهره‌برداری طبق شرایط قرارداد و استانداردهای حسابداری هزینه می ‌شود.

ـ  دستمزد (Fee): رقمی می ‌باشد که متناسب با هر بشکه تولید اضافی نفت خام از میدان‌ها/ مخزن‌های گازی مستقل و حسب مورد هر بشکه میعانات گازی اضافی، ناشی از عملیات طرف دوم قرارداد تعیین می‌ شود.

ـ شکرت عملیاتی مشترک (Joint operating company) یا موافقت‌نامه عملیاتی مشترک (joint Operating Agreement) : شرکت و یا هرگونه مشارکت مجاز است که بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط طرف دوم قرارداد در ایران (با مشارکت شرکت‌های صاحب صلاحیت ایرانی) به ثبت رسیده و یا منعقد می‌گردد. و تحت نظارت و با پشتیبانی کامل فنی- مالی طرف دوم، مسئولیت انجام کلیه عملیات توسعه و بهر‌برداری از تأسیساتی که به موجب قرارداد برای تولید نفت و گاز و دیگر فرآورده‌های جنبی احداث می‌شود را بر عهده می‌گیرد. تشکیل این شرکت و واگذاری اجرای قرارداد به آن،‌ رافع هیچ یک از مسئولیت‌های طرف دوم قرارداد نمی‌باشد.

ـ خط پایه تخلیه (Depletion Base Line): برنامه و نمودار تولید هر میدان/ مخزن نفتی یا گازی (Producion Profile) که بر اساس شرایط مخزنی طراحی می‌گردد،‌خط فرایند تخلیه میدان/مخزن پس از عبور از دوره تولید حداکثر تا تخلیه کامل میدان/مخزن در حالت عدم اجرای طرح‌های بهبود و یا افزایش ضریب بازیافت (EOR&IOR) که مورد پذیرش طرف‌های اول و دوم قرارداد قرار می‌گیرد به عنوان خط پایه تخلیه یا Depletion Base Line در قراردادهای مربوطه تعریف می‌ شود.

ـ نفت، گاز یا میعانات گازی اضافی(Incremental Oill, Gas Condensate): میزان تولید نفت یا گاز میدان/ مخزن برای هر دوره مالی از میدان‌ها/ مخزن‌های کشف شده(Green Field) و یا میزان نفت،‌گاز و یا میعانات گازی تولید شده مازاد بر خط پایه تخلیه (Depletion Baseline) از میدان/ مخزن در حال تولید (Brown Field) نفت،‌ گاز و یا میعانات اضافی تعریف می‌شوند.

ـ  تبصره: در مواردی نظیر میدان‌ها/ مخزن‌های گازی در حال تولید و برای عملیات بهبود و یا افزایش ضریب بازیافت حسب مورد میعانات گازی اضافی نسبت به خط پایه تخلیه (Depletion Baseline) می‌تواند مبنای محاسبه قرار گیرد.

ـ  عملیات بهبود ضریب بازیافت Improved Oil Recovery) IOR): عبارت است از مجموعه‌ای از عملیات که منجر به نگهداشت تولید یا بهبود ضریب بازیافت و یا سرعت در بهره‌برداری می‌گردد که می‌تواند در همه مراحل تولید در طول عمر میدان/ مخزن حسب مورد انجام شود. ( از قبیل انجام مطالعات تکمیلی زمین‌شناسی، مهندسی نفت و مخازن، اجرای طرح‌های ژئوفیزیک و لرزه‌نگاریهای سه و یا چهار بهدی‌حسب نیاز، طراحی و اجرای پروژه‌هایی نظیر حفاری‌های جدید (infill Drilling)، به کارگیری، فناوری‌های پیشرفته حفاری نظیر استفاده از حفاری‌های چند جانبه و هوشمند، (Gas Lift) تزریق‌های گاز و آب و میدان‌ها/ مخزن‌ها، ایجاد شکاف در مخزن (Fracturing)،‌استفاده از پمپ‌های درون چاهی، بهبود روش‌های حفاری و استفاده حداکثر از حفاری‌های افقی و نظایر آن).

ـ  عملیات افزایش ضریب بازیافت (Enhanced Oill Recovery): عبارت است از به کارگیری انواع فناوری‌های پیشرفته روز دنیا شامل مطالعات و طراحی روش‌های بهینه مهندسی مخازن و بهره‌برداری،‌ به کارگیری انواع تزریق‌ها حسب نیاز میدان/مخزن مانند تزریق بخار، مواد شیمیایی همچون پلیمرها، تزریق CO2 و نظایر آن،‌کاربرد فناوری‌های تکمیلی در هر مرحله حسب ضرورت و نظایر آن که منجر به افزایش ضریب بازیافت نفت، گاز و یا میعانات گازی در طول عمر میدان/ مخزن می‌گردد.

ـ منطقه قراردادی Contract Area: منطقه جغرافیایی با مختصات معین است که در قرارداد برای انجام عملیات موضوع قرارداد تعیین می‌گردد.

ـ  Open Capex: به معنی انعطاف‌پذیر بودن میزان هزینه‌های سرمایه‌ای نسبت به رفتار و واقعیت‌های میدان، تحولات واقعی بازار در چارچوب برنامه مالی عملیاتی سالانه تصویب شده و همچنین نیاز به سرمایه‌گذاری‌های ضروری بعدی جهت بهبود راندمان و بهره‌وری میدان.

ـ  برنامه مالی عملیاتی سالانه: برنامه‌ای که در چارچوب طرح‌های عملیاتی و اصلاحات و بازنگری‌های لازم ناشی از واقعیت‌های پروژه‌ و رفتار واقعی میدان توسط طرف دوم قرارداد تهیه و به تصویب طرف اول می‌رسد،‌تصویب این برنامه از سوی طرف اول نهایی بوده و جهت اجرا توسط طرف دوم قرارداد ابلاغ می‌گردد.

منبع:http://www.farsnews.com

Top

نظرات بسته شده است.

Top